أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
88
قانون ( فارسى )
10 - احتمال دارد طحال به سببى از اسباب از فرستادن مادهء سودايى طبيعى و بايسته به دهانهء معده خوددارى كند و مادهء سودايى - كه بايستى بىدرنگ و بلافاصله بر دهانهء معده وارد آيد - متوقف شده است . بهجاى اين مادهء حياتى براى معده ، چيزى ديگر نيست كه دهانهء معده را غلغلك دهد و به اشتها كردنش وادارد و پاكساز و زدايندهاى نيست كه دهانهء معده را به جاى مادهء سودايى طبيعى دباغت دهد و پاك نمايد ، پس نه عجب است اگر به اشتها گزندى برسد و كاهش يابد يا از بين برود . 11 - اگر چيزى بيگانه بر سطح معده باشد ، هرچند آن چيز بيگانه بسيار كم هم باشد ، معده را به حالتى درمىآورد كه تو گويى از وجود مادهء رانندهء خوراك بىنياز شده است و هيچ مددى از او نمىخواهد ؛ و چنان مىشود كه گويى آرزومند حركت نيروى كشنده هم نيست زيرا نيروى كشنده هم تا اندازهاى ناتوان مىشود كه درنتيجهء رسيدن و ماندن چيز بيگانه بر سطح معده ، اشتها ضربت مىخورد و آسيب مىبيند . 12 - احتمال دارد دهانهء معده حسّاسيّت خود را از دست داده باشد ؛ عمل مكيدن رگها را احساس نمىكند حتى اگر بمكد . انگيزهء بىاحساس شدن دهانهء معده چند احتمال دارد : الف - سبب در خود معده است و بلا از بيگانگان نيست . ب - ممكن است مغز در اين احساس نكردن دهانهء معده دستى داشته باشد . ج - ممكن است عصب ششم در اين جرم شركت داشته باشد . د - ممكن است كبد ناتوان شده باشد كه از ناتوانى كبد نيروى اشتها ناتوان مىشود ؛ بلكه ممكن است از اثر ناتوانى كبد نيروى اشتها و نيروى كشندهء غذا در سراسر بدن به نابودى بينجامد ، چنانكه در حالت دگرگون شدن زياد خون كه به سوى ناسازگارى متغيير مىشود ، اين حالت رخ مىدهد و در صورتى كه بىاشتهايى از اثر ناتوانى كبد باشد و ناتوانى كبد از ناپسندى و دگرگون شدن خون باشد ، اوضاع وخيم است و علاج دشوار . بيمارى كه به اين حالت گرفتار است به يكى از دو پديده برمىخورد ؛ يكى اينكه غذا پيشش مىگذارند اشتها مىكند كه چيزى بخورد ، همينكه قصد خوردن كرد اشتهايش نمىماند و از خوراك متنفر مىشود . دوم آنكه اصلا اشتها نمىكند ، غذا را ببيند يا نبيند اشتهايى وجود ندارد كه حالت دومى از حالت اولى بدتر است . 13 - كمى بعد از پاكسازى بدن نيروى اشتها كاهش يابد ، همچنانكه از اثر هر نوع سوءمزاجى بسيار سخت و شديد نيروى اشتهابرانگيز به ناتوانى گرايد . 14 - ممكن است كماشتهايى يا بىاشتهايى گناهش به گردن كرمهاى شكم باشد كه رودهها را آزار مىدهند و معده در اين آزار با رودهها همدرد است ؛ يا اينكه كرم به سوى معده بالا رفته و به آزار معده پرداخته است . 15 - شايد مادهء خلط سودايى زياد به معده ريخته باشد . در اين شرايط معده به كلّى سرگرم هول دادن و پرت كردن مادهء آزاردهندهء بدجنس است و آرزوى خوراك و كشيدن خوراك به سوى خود